سایت رسمی فدراسیون ورزشهای همگانی

این سایت متعلق به فدراسیون ورزشهای همگانی جمهوری اسلامی ایران می باشد.

حقوق خبری و تصویری سایت
  • کلیه حقوق خبری و تصویری سایت متعلق به فدراسیون ورزشهای همگانی جمهوری اسلامی ایران می باشد.
اطلاعات تماس
  • آدرس :تهران ، فلکه دوم صادقیه،بلوار فردوس شرقی،خیابان وفا آذر شمالی نبش کوچه پانیذ،پلاک 2 طبقه اول واحد 5
  • تلفن : ۴۴۰۱۶۳۷۷
  • تلفن : ۴۴۰۱۶۳۷8
  • تلفن : ۴۴۰۱۶۳۷9
نسخه آزمایشی

سلامت عمومی نقطه عزیمت ماست /توسعه ورزش های همگانی می تواند سلامت عمومی جامعه را ارتقا بدهد/ این شورای های عالی متعددی که برای ترویج انواع اولویت ها است، برای جامعه افسرده ای که مبتلاء به انواع امراض واگیر و غیر واگیر هست دیگر می خواهد چه چیزی در ذهن این اعضای این جامعه بریزد؟

دکتر محمود شهابی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی با اشاره به اهمیت سلامت عمومی و نقش ورزش های همگانی در ارتقای آن اظهار داشت: اگر ورزش همگانی توسعه و ترویج نیابد، تمام هزینه هایی که در سایر حوزه های فرهنگی، اقتصادی و سایر حوزه ها از بین خواهد رفت.

دکتر محمود شهابی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی در گفتگو با روابط عمومی فدراسیون، ورزش های همگانی را از منظر جامعه شناسی ورزش مورد بررسی قرار داد، که مشروح این مصاحبه به شرح ذیل می باشد:

پیش از ورود به بحث در ابتدا در تعریفی از ورزش های همگانی ارائه می کنم و پس از آن اساس بحث را بر این تعریف ادامه می دهیم. ورزش های همگانی به همه فعالیت های ورزشی اجتماع محور که جنبه تفریحی دارد و ارمغان آن حفظ سلامتی و استاندارد های بهداشتی است گفته می شود و اهمیت آن از ورزش های قهرمانی بیشتر است.

ورزش اجتماع محور[1] آن نوع از ورزش که به دلایل غیر رقابتی اجرا می شود، خیلی از ورزش ها و بازی های محلی به صورت یک رقابت جدی برگزار نمی شود، این نوع از اجتماعات ورزشی باید تقویت بشود. باشگاه ها و به طور خاص پارک های که مجهز به وسایل ورزشی اند. هدف این هست که خود مردم بیایند و ورزش کنند. عنصر سازمان یافتگی در آن وجود ندارد.

وجه ممیزه ورزش های همگانی از ورزش قهرمانی این است که اگر در ورزش قهرمانی رقابت و برد و باخت اهمیت بسیاری دارد، لزوماً برد و باخت اهمیتی ندارد و ورزش همگانی بیشتر تفریحی و تفننی است.

ورزش همگانی هم از لحاظ فردی اهمیت دارد و هم از لحاظ ملی، از لحاظ فردی ورزش موجب می شود که آدم ها به منش و شخصیت سالم دست پیدا کنند و که در مجموع اگر در جامعه ای افراد از سلامت جسمانی و روانی برخوردار باشند، در مجموع سلامت جامعه ممکن خواهد شد.

بعد ملی ورزش های همگانی در جهت ترویج میهن پرستی است، ورزش همگانی می تواند در ایجاد یک هویت جمعی و تقویت همبستگی نقش کلیدی ایفا کند و افق آفرینی جمعی کند. اگر از دیوار کشی های مرسوم در جامعه فاصله بگیریم ورزش همگانی می تواند نوعی وحدت فارغ از مرزبندی های متداول در جامعه ایجاد کند.

از وجهی دیگر ورزش همگانی در خیلی از کشور ها از منظر استراتژیک به ورزش های همگانی می نگرند، حفظ روحیه و آمادگی جسمانی برای حفظ کشور هست. اگر بخواهیم از جامعه ای که در معرض هجوم واقع شده است دفاع کنیم باید نیروی انسانی آماده دفاع داشته باشیم و این از الزاماتی است که ضرورت پرداخت به ورزش همگانی را بیش از پیش روشن می کند. این موضوع منحصر به جامعه ما نیست بلکه بسیاری از کشور به ورزش همگانی منظری راهبردی دارند.

وقتی از ورزشی شدن جامعه صحبت می کنیم، این واقعه سطوح متفاوتی دارد، ورزش همگانی مانند ورزش قهرمانی نیست که همه از بازی دیشب پرسپولیس با استقلال گفتگو کنند، اصلاً قرار است ورزش های همگانی یک سری از شاخص ها را جابه جا بکند، مثلاً سلامت عمومی که در صورت تحقق و اجرایی شدن ورزش های همگانی مخاطب از حالت تماشاچی خارج شده و نوعی از سبک زندگی فعال[2] به ارمغان می آورد است. زمانی می توانیم بگوئیم در حوزه ورزش های همگانی موفق بوده ایم که شاخص های روشنی را به مثابه نتیجه اجرایی شدن ورزش های همگانی تعریف کرده باشیم، برای مثال اگر در حوزه بهداشت و سلامت عمومی که به طور خاص با فعالیت ورزش همگانی گره خورده است موفق بوده ایم، این به آن معناست که در حوزه های ورزش همگانی موفق بوده ایم.

 

وجهی از سبک زندگی سالم به تغذیه بر می گردد، اینکه مردم چه بخورند و چه نخورند و یا کی بخورند و ...

اما وجه دیگر به فعالیت فیزیکی باز می گردد، اینکه مردم متناسب با هر سن باید چه سطحی از فعالیت فیزیکی داشته باشند و این موضوعی است که نیازمند به پژوهش های ملی است، نیازمند به آمار هایی است که وزارت بهداشت و سایر دستگاه های ذی ربط از وضعیت بهداشت عمومی دارند، افرادی که دارای فعالیت ورزشی هستند از لحاظ بهداشتی در چه مزایایی برخوردارند و افرادی که فعالیت ورزشی ندارند در چه وضعیتی هستند. این مهم نیازمند داده های ثبتی رسمی یا داده های پیمایشی است که اگر قرار است بودجه ای را به توسعه ورزش های همگانی اختصاص بدهیم یا فدراسیون بخواهد در وادی خاصی سرمایه گذاری بکند، در تنظیم اولویت بندی های خود بر اساس پارامتر های حاصله از پژوهش سیاست گذاری کنند.

حال بر اساس این تعریف مخاطبان ورزش همگانی را چه افرادی تعریف می کنید؟

شعار فدراسیون چیست؟ فدراسیون به طور خاص مادران را مخاطب ورزش های همگانی قرار داده است.

فدراسیون بر اساس اینکه اگر مادر خانواده ای به ورزش همگانی روی بیاورد کل خانواده فعال شده و به ورزش روی می آورد.

شعار خوبی است اما معتقدم با توجه به جوان بودن جمعیت کشور، الزاماً خانواده گروه مرجع جوانان نیست. بهتر است که به مقوله جوان بودن نگاهی بیاندازیم جمعیتی که بین 15 تا 29 سال قرار می گیرد را جمعیت جوان می گویند.  حال بر این اساس این بازه سنی که تعریف جامعه جوان هست باید بدانیم که چند درصد جامعه که در این بازه سنی قرار دارند ورزش نمی کنند؟  باید بدانیم چند درصد جوانان کشور فعالیت فیزیکی ندارند، و این افراد بیایند و در زمره اهداف فدراسیون ورزش های همگانی قرار بگیرند.

خوب درصدی از جمعیت جوان  ما هم هستند که ورزش می کنند. گروه دوم کسانی هستند که نمی توانند تحرک داشته باشند، عده ای نقصان فیزیکی دارند، یا فقر و مشکل اقتصادی مانع ورزش کردن آنهاست (نمی توانند کفش ورزشی بخرند یا لباس ورزشی تهیه کنند یا هزینه باشگاه ورزشی را نمی توانند پرداخت کنند.)، اقلیتی هم که به خاطر معاش نمی توانند به ورزش ورود کنند، این عده به قدری درگیر مسائل معیشتی اند که امکان وقت گذاشتن برای خود را ندارند. 

اولین مسأله فقر است، خانواده های کم درآمدی که نمی توانند مقدمات ورزش را مهیا کنند.  اگر برای جمعیت جوان تجهیزات اولیه مانند کفش، لباس ورزشی و هزینه عضویت در باشگاه ورزشی میسر نباشد خوب بدیهی است که ورزش نکند.  برای خیلی از افراد کفش، لباس ورزشی و ... مهیا نیست. باید به نوعی این ها در اختیار مردم قرار بگیرد، از هر طریقی که ممکن است.

در سطوحی فدراسیون می تواند دسترسی پیدا کند به مخاطب خاص، مدارس بهترین فرصت برای معرفی ورزش های همگانی اند، یک واحد درسی برای ورزش بسیار کم است. یا اینکه خیلی از مدارس در زنگ ورزش کاری بغیر از ورزش انجام می دهند. حتی مهد کودک ها که پیش زمینه مناسبی برای این موضوع است که کودکان آماده بشوند. بطور کلی یک سری انتظارات از وزرات آموزش و پرورش می رود که اینها باید این موضوع را میسر کنند.

همین انتظار را باید از دانشگاه ها و بالاخص وزارت علوم داشت. دانشجویان خیلی کم ورزش می کنند، خیلی از دانشگاه ها اصلاً زمین ورزش ندارند، فقدان فضای ورزشی در دانشگاه های لطمه بسیار بزرگی می زند. حال در حد 2 واحد تربیت بدنی برای دانشگاه هم بسیار کم است. البته که ترویج ورزش همگانی در سطح دانشگاه ها کمک می کند به پیشرفت ورزش قهرمانی در مسابقات دانشجویان جهان. اگر ورزش همگانی در سطح دانشگاه ها حمایت بشود، نتیجه آن درخشش در سطح جام های دانشجویان جهان می شود.

حال پس از آنها باید ببینیم برای کارگران چه اقداماتی می توان ترتیب داد، ببینید هیچ محدودیتی وجود ندارد، یکی از ویژگی های ورزش امروز دموکراتیزه شدن ورزش است، همه اقشار می توانند در ورزش حضور پیدا کنند، زمانی بود که به خاطر رنگ پوست و مسائل نژادی از ورزش منع می شدند. در ورزش مدرن همه باید بیایند، در به همین دلیل نام دیگر ورزش همگانی SPORT for ALL، ورزش برای همه است. به نظر من مخاطبان ورزش همگانی بیشتر از جمعیت مادران اند، باید هر کدام از قشر مخاطبان نیاز سنجی شده و موانع بر سر ورزش کردن برداشته شود، اگر فضای ورزشی ندارند، به آنها فضای ورزشی بدهند، اگر کفش ندارند، کفش و .... البته خود مخاطبان را اولویت بندی باید کرد.

 

شبکه های اجتماعی که این روزها در بین جوانان از اقبال در خور توجه برخوردارند، در چه نسبتی با ورزش های همگانی قرار می گیرند؟

هنوز هم در آمریکا از دو عامل به عنوان دلیل اصلی چاقی یاد می کنند، یکی تلویزیون و دیگری مک دونالد، فرمتی که فرد در هنگام استفاده از فضای مجازی به بدن خود می دهد، آسیب جبران ناپذیری به بدن خود می زند، وقتی چندین ساعت وزن سر خود را به عضلات گردن تحمیل می کند به تدریج به بافت عضلانی و فقراتی خود آسیب های جبران ناپذیری وارد می کند. این روند ها تهدیداتی هست که به مثابه یک عامل مزاحم مانع ورزش کردن مردم می شود. این شکل استفاده از فضای مجازی می توانند به تمامی زحمات فدراسیون ورزش های همگانی را تحت الشعاع قرار بدهد.

به هر حال فضای مجازی از رقبای جدی فدراسیون هست، ممکن هست شما خیلی از تمهیدات و مقدمات را فراهم کنید، ولی مخاطب شما آن زمانی که باید به ورزش همگانی اختصاص بدهد، صرف سرگرمی بکند که به مراتب برای او جذاب تر است. هر دوی این موارد باید مانیتور بشود.

نظر به جامعه پذیری ناقص ورزشی که حاصل مجموعه عوامل ساختاری بسیار زیادی است، برای افرادی که هم اکنون می خواهند به ورزش روی بیاورند چه پیشنهاداتی دارید؟

ببینید تقسیم بندی که داریم اینگونه هست که یک عده ورزش می کنند ، عوامل موثر بر اینکه این افراد به چه دلیلی ورزش می کنند باید مورد بازخوانی قرار بگیرد. یک عده هستند که کمتر ورزش می کنند و عده ای به طور کل ورزش نمی کنند. باید بر اساس یک پژوهش ببینیم عوامل موثر بر شکل گیری این وضعیت چه بوده است؟

حال که پژوهشی در کار نیست نمی توان پیشنهادی را ارائه داد، اما هم اکنون فرض را بر این قرار می دهیم که این آمار موجود هست و ما می خواهیم مردم را به ورزش همگانی دعوت کنیم.

یک استراتژی چهار مرحله ای برای رسانه ای شدن ورزش به عنوان یک تجربه موفق در کشور های صاحب ورزش در نظر است، گام اول آگاهی است، مخاطب ما باید از مزایای ورزش کردن و مضرات ورزش نکردن مطلع باشد، به استناد آمار های ثبتی مستند، در مرحله آگاهی حساس کردن مردم نسبت به موضوع رعایت بهداشت فیزیکی بسیار مهم است. اگر بخواهیم موج ایجاد کنیم. مردم باید بدانند که وقتی در ساعاتی که بدن سم زدایی را آغار می کند و باید در آن ساعت خواب باشند ولی تا ساعت 3 صبح بیدار می مانند و تا نیمه روز بخوابند چه مضراتی دارد. یا اینکه در چه ساعاتی و چگونه باید غذا بخورند و حتی راه رفتن هم می تواند شامل آموزش بشود چرا که خیلی از مردم هستند که نمی دانند این موضوع به چه صورت است.

در شرایطی که به آن صورت کاری ار ساختار ها ساخته نیست، باید تکیه را بر روی تلاش خود فرد متمرکز کنید. که خود فرد برای ارتقای سلامت خود تلاش کند. از پتانسیل محله ای استفاده کنید که ورزش همگانی در پیچ تاب بروکراسی دولتی نماند. از توی کوچه ها بیاد بیرون به مراتب بهتر است.

گام دوم آموزش هست، هم از طریق رسانه، هم غیر رسانه مدارس، باشگاه ها، با این مضمون که اگر فرد به ورزش همگانی روی بیاورید چقدر برای خودتون خوب هست. اگر به ورزش همگانی روی نیاورید، سرانجام افرادی که این راه را نرفته اند را نیز نشان بدهید، این آموزش ها داده بشود که افراد با مزایای ورزش کردن و مضار ورزش نکردن آشنا بشوند.

تقاضا ایجاد بکنید کافی نیست، اینکه صرفاً مردم را تشنه کنیم، بلکه باید به عرضه هم نظر داشته باشید. بعد اگر مردم تشنه بشوند بعد فضایی برای ورزش کردن برای آنها تعریف نکنید دچار اشکال می شوید.

گام سوم انگیزش هست، با سیستم پاداش و تنبیه، ترتیبی بچینیم که افراد خود به سمت ورزش کردن بروند، از هر ساز و کاری که با توجه به استعداد آن حوزه بتوان مردم را به ورزش همگانی دعوت کرد، گاهی وقت ها تشویق، گاهی وقت ها زور، هر تدبیری که به ورزش کردن منجر می شود را به کار ببندید.

گام چهارم پایش مخاطب هست، مرتب باید به او ضرورت ورزش کردن منظم را یادآوری کنیم، مخاطب را رهایش نکنیم، بدون کارت، بدون سیاست های تشویقی رهایش نکنیم. این موارد دیگر تشکیلاتی است. اگر برای ورزشکار کارتی صادر بکنیم و این کارت یه جایی مزیت باشد، مثلاً با آن بتواند استخری برود، پس از چند ماه بتواند کفش ورزشی بگیرد، به هر حال عواملی از این دست می تواند مخاطب را ثابت قدم نگه دارد.

با توجه به وضعیت موجود چه راه کاری را  برای توسعه ورزش های همگانی پیشنهاد می کنید؟

با توجه به کمبود امکانات مالی دولت می توان از ظرفیت جامعه مدنی استفاده کرد. از آنجایی که خود وزرات ورزش و جوانان نمی تواند مستقیماً به سراغ خیلی از مسائل برود، سازمان های مردم نهاد(سمن ها)  از توانایی بهتری برای برقرار ارتباط، رفع مشکل و بسیج عمومی برخوردارند.

خانواده ها همواره در نبود دولت رفاه همواره سوبسید دهنده بوده اند. خانواده ها دلسوز ترین و جدی ترین حامی نسبت به افراد خود هستند. اگر خانواده فعال بشود آن بخش هایی که از دست دولت بر نمی آید، از طریق رابطه بین مردم و سمن ها، که موجب فعال شدن خانواده ها می شود از این ظرفیت استفاده کنیم.

اگر که این اقدامات صورت نپذیرد چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

اگر مردم به اهمیت ورزش های همگانی پی نبرند، وضعیت از این چیزی که هست بدتر خواهد شد، جامعه با نیروهای سالم می تواند به حیات خود ادامه بدهد، نه با نیروی که استعداد بیشتری برای از کار افتادگی و بیماری دارد. ما هزینه بسیاری صرف نیرویی کردیم که به این نقطه برسد و در خدمت کشور باشد، اما چون برنامه ی ورزشی متناسب برای حفظ این نیرو نداریم، او خیلی سریع مستهلک می شود و از کار می افتد. و این عقلانی نیست. زمانی که وقت ثمر دهی این نیروست، نیروی ما بیمار هست، چرا؟ به خاطر اینکه ورزش همگانی را تجربه نکرده است، پولش را نداشته است.

هزینه های بسیاری صرف بازیابی سلامت فردی می شود که سبک زندگی بهداشتی و سالمی را تجربه نکرده است.

این نوعی ضرر به اقتصاد ملی است.  اگر جامعه سالمی نداشته باشیم، تمام فعالیت های دیگر ما بی فایده خواهد بود، برای جمعیتی که سلامت ندارد، چه هزینه فرهنگی می خواهیم بکنیم. این شورای های عالی متعددی که برای ترویج انواع اولویت ها است، برای جامعه افسرده ای که مبتلاء به انواع امراض واگیر و غیر واگیر هست دیگر می خواهد چه چیزی در ذهن این اعضای این جامعه بریزیم؟

نکته اصلی اینجاست که سلامت شهروندان نقطه عزیمت ماست. اگر ما اینجا رو از دست بدهیم بقیه بودجه هایی صرف می شود بی فایده است، انگار که در آبکش آب بریزیم. بی فایده است. خدا کند مسئولان ما به اهمیت تقدم و تأخر توجه نشان بدهند، اگر ما جامعه ای بیمار داشته باشیم، جز ضرر و خسارت در بر ندارد. تقدم بحث سلامت عمومی بر سایر سرمایه گذاری هایی که دارد صورت می پذیرد، با اولویت های فرهنگی که باید ترویج بشوند، بدون جامعه ای سالم به لحاظ فیزیکی امکان پذیر نیست. سلامت عمومی نقطه عزیمت است و ورزش های همگانی هدفش ارتقای سلامت عمومی است.

 

انتهای پیام/

 

 

 

[1]. COMMUNITY BASED

[2] .ACTIVE LIFE STYLE

  • 15:09
  • 1398/01/25
  • 463

اطلاعیه ها

گفت و گو

مشروح

سلطانی فر: مشارکت مردم در ورزش همگانی دو برابر شده است

1397/10/02

مسعود سلطانی‌فر وزیر ورزش و جوانان ضمن تشکر از کلیه کشورهای حاضر در این همایش که توجه جدی به ورزش همگانی دارند، اظهار کرد: همان‌طور که در کلام و تاکیدات همه مسوولان و به ویژه‌ رییس‌جمهور و مسوولان ذی‌ربط وزارت ورزش و جوانان وجود دارد باید توجه ویژه‌ای به ورزش همگانی در کشور داشته باشیم. حتی مقام معظم رهبری در بیانات خود همواره اشاره به این دارند که آحاد کشور باید ورزش کنند و این یکی از نیازهای واقعی کشور است، زیرا ما باید دارای نیروی انسانی سالمی باشیم.

فدراسیون ورزش های همگانی در شبکه های اجتماعی

اخبار ، تصاویر ، ویدئو و اطلاعیه های ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید